‏نمایش پست‌ها با برچسب اعضای مجاهدین. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب اعضای مجاهدین. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۲ تیر ۸, شنبه

چه کسانی به آلبانی می روند. عادل اعظمی

به نقل از صفحه ی فیسبوک: من از مجاهدین خلق متنفرم

همیشه فکر میکردم این نفراتی که به البانی میروند چه وضعیتی داشته اند و سازمان بر اساس چه دسته بندی وشاخصی انها را انتخاب کرده ایا نفرات مشکل ساز بوده اند که خواسته از شر انها راحت شود یا نه نفراتی بوده اند تشکیلاتی که از انها اعتماد نسبی داشته که فرستاده ؟
از اسامی هم زیاد نمیشد چیزی فهمید... با یکی از دوستان بسیار نازنینم که تازگی توانسته اند نجات پیدا کنند صحبت میکردم و نکات جالبی گفتند دراین رابطه اینکه : 

حدود چهار سال پیش (خانواده ها جلو درب نبوده اند و تیف هنوز برقرار بوده) رجوی طبق معمول یک نشست می گذارد به تام تعین تکلیف! وچهار گزینه را پیش رو می گذارد همیشه اینطور بوده که دو گزینه اول روی خائنانه و منفوربودن ان به اندازه کافی کارو تبلیغ شده ودر گزینه سوم کمی فضا بوده برای انتخاب .دران نشست هم باز داستان گزینه ها همین بوده ۱-تحویل به نیروهای عراقی و باز گشت به ایران ۲-فرستادن دنبال خانواده ها که بیایند و انها را ببرند(به ایران)۳- به عنوان مهمان ماندن در تشکیلات با رعایت تمام ضوابط و مقررات تا تعین تکلیف توسط کمیساریا...۴-ماندن با سازمان به هرقیمت . ماندن و مردن در اشرف...
البته عملا انتخابی نبوده مثل همیشه فقط یک نمایش است برای تحمیق هر چه بیشترنیرو که خود انتخاب کرده اید بمانید وگرنه همچنان نشستها وفشارها پا برجا و گشتهای مخفی و اشکاربرای جلوگیری از فرار برقراربوده وهست. این دوستم میگفت که بیشتر نفرات البانی از میان نفرات گزینه سوم انتخاب شده اند و میشوند...
کل این ماجرا از چند نظر جالب است اول اینکه گزینه ها فقظ یک نمایش دمکراتیک است و بس از طرف رجوی چرا که چند سال است خانواده ها جلو درب امده اند و نه تنها قصد بردن کسی را ندارند بلکه فقط ملاقات میخواهند که اجازه داده نشده ... ودوم اینکه رجوی کلا علاقه شدیدی به جمع اوری مهمان دارد خودی یا خارجی، افریقایی یا افغانی و یا اشرفی زیاد فرقی نمیکند ... فقط تجمع میخواهد. از همان اول که نفرات را توسط قاچاقچی فریب میداد که اشرف بیایید و شش ماه مهمان باشید و بعد خارج میتوانید بروید تا شیوخ وگرسنگان دیالی وافتضاح خارج هم که همه دیدند ...وقتی که پایگاه مردمی از دست رفت از دست رفت ، و جریان به ناچار پناه میبرد به نیروی خارجی و مهمانان اجاره ایی والبته نیروی خودی در اولویت اول است که حداقل مهمان بمانند...
خبرالبانی بسیار خوشحال کننده بود برای من که به کل این دستگاه و تشکیلات پوسیده نه گفته اند و برای مراسم نرفته اند . جایی گفتم نزدیک به سی سال شخص رجوی با وحشیانه ترین قوانین تشکیلات وبا سرکوب تمام خواسته های انسانی و عاطفی درون تلاش کرد که ما برای همیشه درخود بمیریم تا درچنین شرایطی با او و افکار و ایدئولوژی عقبمانده اش بمانیم و نتوانست، تلاش کردند از ما رباط بسازد غافل از اینکه رویای ازادی و امید در تمام ان سالهای دوری و غربت با ما بوده و ما را زنده نگه داشته بود برای چنین فرصتی ..
.من که شبها ره تقوا زده ام با دف وچنگ - این زمان سر به ره ارم چه حکایت باشد.

۱۳۹۱ فروردین ۲۲, سه‌شنبه

حمایت انساندوستانه از گرفتارشدگان در پادگان اشرف آری، نه به مسعود رجوی


حمایت از حقوق ساکنان گرفتار پادگان اشرف به معنای حمایت از سران فرقه – گروه مسعود رجوی نیست.
این گروه بارها و بار ها ثابت نموده است که نه تنها پشیزی ارزش برای جان اعضای خود قائل نیست، بلکه برای رسیدن به اهداف خود حاضر است این افراد را قربانی نماید. بهترین نمونه درگیری های سال گذشته در اشرف است. بنا به گفته های کسانی که از یک سال پیش تا کنون موفق به فرار از اشرف شده اند،سلسله مراتب رجوی ها به اعضا فرمان داده بود: حفظ اشرف به هر قیمت!
به این منوال بود که دیدیم اعضای واخورده و مفلوک ناچار شدند پای برهنه زیر تانک بدوند. گویی آنها از آنچه پشت سرشان بود، بیش از آنچه روبرو بود می ترسیدند. آیا اعضای بخت برگشته مجاهد بین ماندن در پادگان بدنام اشرف (فرسودگی دائمی و مرگ تدریجی) و قربانی شدن، دومی را انتخاب کردند؟
متاسفانه مثل همیشه استراتژی رجوی شکست خورد. یعنی نه تنها اشرف حفظ نشد، بلکه با خواری و ذلت به لیبرتی برده شدند تا به مرور به کشور های دیگر منتقل شوند. کسانی که هم سن و سال من باشند بخاطر دارند که رجوی پیش از این نیز چنین فاجعه ای را آزموده بود، عملیات مرصاد جاویدان که بنا بر گزارش رسمی این سازمان حدود 1500 نفر از اعضای مجاهدین قربانی رویای احمقانه فتح 3 روزه تهران شدند.
انسان می تواند موجود ساده باشد. بخصوص اگر در چارچوب یک محیط بسته و بدون ارتباط با دنیای خارج قرار گیرد. به همین دلیل است که فرقه ها و نظام های ایدئولوژیک مایل نیستند اعضایشان از اطلاعات برخوردار باشند.
این وضعیت دقیقا شامل اعضای مجاهدین در پادگان اشرف بوده است. داشتن یک رادیوی معمولی جرم تلقی شده و تمایلات عاطفی اعضا بطور سیتماتیک سرکوب می شده است.
موارد زیر همگی به نقل از اعضای جدا شده سازمان گردآوری شده است:
-        اعضای ناراضی به جاسوس بودن متهم می شدند.
-        مجاهدین در داخل پادگان اشرف زندان و سیستم قضایی ایجاد کرده بودند. بسیاری از اعضای مجاهدین خلق در این رابطه گواهی می دهند که مورد شکنجه قرار گرفته اند.
-        حقوق اولیه همچون ارتباط با خانواده و دسترسی به اطلاعات برای این افراد مقدور نبوده است.
-        مجاهدین خلق از طریق برگزاری جلسات انتقادی به شیوه سرکوبگرانه، اعضای خود را مورد دستکاری ذهن (شستشوی مغزی) قرار می دهند.
موارد بیشمار دیگری را می توان در مطالعه دقیق خاطرات اعضای جدا شده از این گرئه و ناظران مستقل یافت.
حال باید گفت با توجه به وضعیت جدید و فروپاشی پادگان بدنام اشرف، سرنوشت این افراد چه خواهد شد. مطمئنا زمانی که پای این افراد به جهان خارج برسد، فرصت سرکوب و شستشوی مغزی ( همانند آنچه در پادگان اشرف بود) برای رجوی ها فراهم نخواهد بود.
به عنوان یک ایرانی، حمایت از اعضای مجاهدین خلق، منهای رهبری این فرقه را وظیفه خود می دانم. این اعضای گرفتار عمر خود را در راستای یک فریب بزرگ به هدر داده اند. آنها نیازمند کمک های انسانی و محبت جامعه ایرانی هستند تا بتوانند خود را بیابند و زخم های جسمی و روحی ایشان درمان شود.